آیا ویندوز می‌تواند الگوی مناسبی برای یک توزیع باشد؟

تقریبا هر ده ماه یک‌بار توزیع کوچک جدیدی متولد می‌شود که با هدف شباهت و ایجاد تجربه‌ٔ مشابه با سیستم‌عامل ویندوز شکل گرفته‌اند. که توزیع‌های اخیراً ایجاد شده برای این هدف را می‌توان از دو توزیع ChaletOS و Apricity OS نام برد که آن‌ها را نمی‌توان تجربیات فکورانه‌ای در زیمنهٔ طراحی به حساب آورد. با این وجود پس از چندین تلاش مشابه از سوی افراد مختلف، به نظر نمی‌رسد شباهت به سیستم‌عامل ویندوز کلید جذب کاربران بیشتر به سمت یک توزیع یا سیستم‌عامل گنو/لینوکس باشد. به نظر می‌رسد هدفی که این توزیع‌ها برای خود در نظر گرفته‌اند، ممکن است چیز دیگری باشد.

با این وجود منطقی که پشت این موضوع است را نیز به خوبی می‌دانم. قطع به یقین ویندوز در رایانه‌های رومیزی رهبری سیستم‌عامل‌‌ها را در دست دارد، بنابراین چه چیزی باعث این محبوبیت شده است.

سال‌ها است که نرم‌افزارها در گنو/لینوکس سخت در تلاش هستند تا از سیستم‌عامل ویندوز جلو بافتند، اما نه‌ تنها گنوم بلکه کی‌دی‌ای نیز مدت‌ها است که از این هدف عبور کرده‌اند و از لحاظ امکانات و ویژگی‌ها به سطح بسیار خوبی رسیده‌اند. با این حال برخی از این توزیع‌ها می‌توانند ظاهری همانند سیستم‌عامل او‌اس ده را در ذهن کاربران تداعی کنند، اما همچون یک کشور سابقاً مستعمره، هنوز هم رگه‌هایی از فرهنگ کشور مادر در آن وجود دارد. اما با این حال حتی عده‌ای از توسعه‌دهندگان معتقد هستند که گنو/لینوکس از لحاظ رابط کاربری و کاربر پسند بودن از ویندوز و حتی اواس ده عقب‌تر است. ولی در واقعیت این میزکار گنو/لینوکس است که ظاهری بسیار مدرن و بدیعتر از ظاهر سیستم‌عامل ویندوز دارد. گنو/لینوکس در سطح بهتری از سفارشی‌سازی و خلاقیت قرار دارد. این موضوع به حدّی است که حتی مایکروسافت در سیستم‌عامل ویندوز ۱۰ برخی از ویژگی‌های جدید در این توزیع را از میز کارهای گنو/لینوکس اقتباس کرده است. [موضوعی که تقریباً هیچ‌کس به آن اشاره‌ای نداشت.]

زیره به کرمان بردن

زمانی که حرف از قرض گرفتن ویژگی جدید از ویندوز می‌شود، هیچ یک از توزیع‌های گفته شده از قرض گرفتن از ظاهر ویندوز ۸ یا حتی پایداری ویستا سخنی نمی‌گوید و پیشنهادی درمورد آن ندارد. با این تفاوت که اکثر آنان از قرض گرفتن از ویژگی‌ها و ظاهر ویندوز هفت، سخن می‌گویند. سیستم‌عاملی که از یک ظاهر سنتی با یک نوار وظیفه در پایین در کنار نوار اعلانات و نرم‌افزارهای پس‌زمینه و یک لیست شروع ساده از نرم‌افزارها و تنظیمات سیستم، به همراه برخی ابزارک‌هایی که به صورت محدود بر روی میزکار درج می‌شوند، برخوردار است.

Screenshot - 04

بنابر این اگر به نظر آنان دقت کنیم، این نظر کاملاً منطقی است. میز کارهای سنتی هنوز هم محبوب و رایج هستند، به این دلیل که آنان هرچیزی که نیاز داریم را در یک لیست شروع ساده و یک نوار باریک در دسترس قرار داده اند که برای اکثر کاربران مناسب است. با این حال تنها مشکلی که این‌جا وجود خواهد داشت این است که اگر یونیتی را نادیده بگیریم، تقریبا اکثر توزیع‌های گنو/لینوکس و میز کارهای محبوب در این روزها از چنین ظاهری برخوردار هستند. اصولاً میزکارهایی با ظاهری سنتی در گنو/لینوکس فراوان هستند بدون اینکه سعی کنند کاربران ویندوز را به خیال خود فریب دهند.

بدون هیچ تعجبی، کاربران سیستم‌عامل ویندوز هم‌اکنون از یک طاهر سنتی برخوردار هستند، حتی اگر بنا به دلایلی با ویندوز ۸ مانده‌اند نیز می‌توانند چنین میز کاری را به سرعت ایجاد کنند، بنابر این چه نیازی به تعویض یک سیستم‌عامل به شکلی داریم که امروزه یکی مثل آن را دارند؟ سیاستی که برای جذب کاربران ویندوز آن هم به واسطه قرار دادن یک لیست شروع همانند سیستم‌عامل ویندوز یا دیگر عناصر این سیستم‌عامل، شکل گرفته است، از همان آغاز دچار مشکل است. کاربران گنو/لینوکس ممکن است به همان راحتی که تصویر پس‌زمینه را تغییر می‌دهند سیستم‌عامل خود را تغییر دهند! با این حال آن دسته از افراد که مثلا به سیستم‌عامل‌های بی‌اس‌دی رو آورده‌اند بسیار کمتر هستند. این موضوع برای کاربران ویندوز کاملاً متفاوت است. تغییر سیستم‌عامل برای کاربران ویندوز یک تغییر بزرگ به حساب می‌آید. بنابراین شانس اینکه یک کاربر ویندوز، سیستم‌عامل خود را به یک سیستم‌عامل با ظاهری سنتی که مشابه سیستم‌عامل فعلی خودش است تغییر دهد را می‌توان تقریبا صفر دانست.

این موضوع به همین سادگی است. اگر به هر بازار اشباع شده‌ای نگاه بیندازید، هیچ‌گاه شرکتی را نخواهید دید که با دیگر شرکت‌ها به این شکل رقابت کند که بگوید محصولش همان ویژگی‌هایی را دارد که رقیب نیز دارد. در عوض آنان سعی دارند بر ویژگی‌هایی تمرکز کنند که آنها از آن برخوردارند و دیگر رقبا از آنان بی نصیب هستند. اگر آن‌ها هیچ برتری خاصی نسبت به رقیب ندارند، حداقل سعی دارند تصور از این موضوع را ایجاد کنند. مانند اپل که در مواجهه با ویندوز چنین رویکردی را اتخاذ کرده بود.

میدانی برای رقابت

پس چگونه گنو/لینوکس می‌تواند در رقابت با ویندوز پیروز باشد؟ دو پاسخ مناسب به ذهنم می‌رسد که آنان را مطرح می‌کنم.

نسخت اینکه، هرچند توزیع‌هایی مانند لینسپایر «Linspire» یا همان لیندوز «Lindows» سابق، سعی داشتند ظاهری همانند سیستم‌عامل ویندوز برای کاربران فراهم کنند. ولی هیچ یک از آنان به موضوعات مهمی مانند امنیت، حریم خصوصی یا حقوق مصرف‌کننده‌ها توجهی نداشت. با این حال توزیع‌های خوبی وجود دارند که بر روی آزادی کاربران تاکید دارند. این توزیع‌ها بر ویژگی‌هایی که یک نرم‌افزار آزاد از لحاظ حریم خصوصی و آزادی برای کاربران ویندوز دارد، برای جذب کاربران ویندوز بهره می‌برند. آنان همواره به کاربران ویندوز این موضوع را متذکر می‌شوند که انتخاب یک سیستم‌عامل چه تاثیری بر حریم خصوصی و آزادی آنان خواهد گذاشت.

سال‌ها پیش پیتر براون که هم‌اکنون مدیر اجرایی بنیاد گنو است، سعی کرد نظر فعالان اجتماعی را جلب کند. کسانی که در حال حاضر در مورد این موضوعات نگران هستند. با این حال اثرگذاری کار او زمانی که آن را ادامه داد، نیز افزایش یافت. امروزه بازه وسیعی از کاربران به ای موضوعات اهمیت می‌دهند و مخاطبین چنین مسائل گسترده‌تر شده است. تنفر از انحصار طلبی گسترش یافته است، همچنین اکثر پایگاه‌های اینترنتی بزرگ و رسانه‌های اجتماعی از بابت نقض حریم خصوصی به شکلی روزافزون مورد انتقاد قرار می‌گیرند. در این جو و فضایی که ایجاد شده به راحتی می‌توان با معرفی قابلیت‌های امنیتی و مفید برای افزایش حریم خصوصی مانند قابلیت ارسال رایانامه به صورت رمزنگاری شده اعتماد کاربران را جلب کرد.

به عنوان دومین روش و به جای آنکه به کاربران ویندوز چیزی را معرفی کنیم که در حال حاضر در اختیار دارند، توسعه‌دهندگان باید آن‌چیزی که آنان دارند را به‌همراه برخی امکانات بیشتر که در اختیار ندارند همراه سازد. برای نمونه میزکار کی‌دی‌ای از قابلیت فعالیت‌ها «Activities»، پنجره‌ها به صورت سربرگ و قابلیت سفارشی‌سازی بالا، میزکاری سنتی به همراه نوآوری‌هایی مدرن در اختیار کاربران قرار می‌دهد. به میزان کمتر می‌توان به سینامون در لینوکس مینت نیز اشاره داشت.

متاسفانه تفکری در توسعه‌دهندگان میزکارها رسوخ کرده است که آنان را از نوآوری و ابداع برای ترویج بیشتر گنو/لینوکس می‌ترساند. بعد از آنکه بازخورد‌هایی بدی از جانب کاربران از تغییرات رخ داده در یونیتی، کی‌دی‌ای و گنوم ۳ توسط کاربران بین سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ مطرح شد، به نظر نمی‌رسد که توسعه‌دهندگان دیگر به آن شکل به نوآوری و خلاقیت تمایل داشته باشند. آن‌ها هم‌اکنون با جدیّت در حال اعمال تغییراتی برای بهبود سرعت و رفع ایراد هستند و در حال حاضر از تغییرات گسترده اجتناب می‌کنند. [موضوعی که در مورد توزیع المنتاری او‌اس نیز گفته شد] به طوری که به نظر می‌رسد آنان از واکنش‌های منفی دیگر در هراس هستند.

وضعیت بسیار ساده نیست و به‌این‌ترتیب غیر قابل قابل درک، آن هم با توجه به تاریخ و سابقه‌ای که از میزکارها داریم، اگر گنو/لینوکس و توسعه‌دهندگان میزکارها ویژگی‌هایی را فراهم نکنند که در سیستم‌عامل ویندوز در دسترس نباشد، این رویا که با ساخت یک توزیع مشابه با ظاهر ویندوز می‌توان کاربران را جذب گنو/لینوکس کرد خیالی خام و رویایی بیش نیست. همچنین بر اساس مقدار تلاشی که برای انجام این کار صورت گرفته و به شکست انجامیده این رویا را می‌توان رویایی خام و بی‌ارزش دانست که به قول معروف عاقل از یک سوراخ چند بار نیش نمی‌خورد و آزموده را آزمودن خطا است.

منبع: datamation

Shortlink:

3 دیدگاه در “آیا ویندوز می‌تواند الگوی مناسبی برای یک توزیع باشد؟

  1. برای من که کاربر گذری لینوکس بوده ام و البته هنوز هم یک نسخه از Elementary OS رو به صورت مجازی دارم مشکل اصلی در میز کار نیس و به قول نگارنده تقریباً اغلب میز کار ها امروزه به بلوغ خودشون رسیده اند اما مسئله ای که منو به عنوان یه کاربرِ مهاجرت کرده از ویندوز در برخی اوقات آزار می داد . مشکل در نصب و استفاده ی راحت از پکیج ها بود . سالیان سال هست که اکو سیستم ویندوز از مفهومی به نام اینستالر حمایت می کنه (نگید که مثلاً اوبونتو هم از پکیج های deb حمایت می کنه ! چند تا شرکت رو دیدید که نرم افزار هاشون رو پکیجی بدن !؟) . لینوکس برای گیگ ها ساخته شده . برای کسایی که ترجیح می دن برای لذت بردن از قهوه به صورت سنتی خودشون اون رو درست کنن تا اینکه برن و در یک کافی شاپ با زحمت کمتر احتمالاً یه قهوه ی بهتر بخورن . مشکل اساسی اینه که AppStore ها مثل اون چیزی که در اوبونتو می بینیم هم از قضا کار رو درست پیش نمی برن . مثلاً فکر کنید وقتی که Apt در حال دانلود هست (مثلاً در ترمینال) حتی App Store هم که از زیر ساخت مشابهی استفاده می کنه از کار می افته ! ولی همین مورد رو در ویندوز ببینید ! شما ممکنه سه اینستالر در حال اجرا داشته باشید که همزمان پکیج هایی رو بدون تداخل دارن نصب می کنن . به نظر من اگر لینوکس در تلاش هست که کاربران عمومی بیشتر بگیره (که البته با روند پیش رو من چنین رغبتی رو نمی بینم) باید فکری به حال مکانیزم نصب و عزل برنامه ها بکنه . خود من به عنوان یه برنامه نویس علاقه ای به کامپایل برنامه ی مورد استفاده ام ندارم (در واقع برنامه های نوشته شده ی خودم رو هم به زور کامپایل می کنم!!!) حالا با این اوصاف یک کاربر معمولی رو در نظر بگیرد که چقدر می تونه به کامپایل برنامه ی مورد نیازش به عنوان راه نصب نرم افزار فکر کنه . باید قبول کرد رفتن به یه پیتزا فروشی و خوردن یه پیتزای لذیذ آماده خیلی لذت بخش تر از پخت پیتزا در منزل برای عموم مردمه (هر چند که به شخصه دست پخت خوبی در پیتزا پزی دارم !!!!)

    • اکثر مشکلات به خاطر القائاتی است که در شما ایجاد شده. مثل نیاز به کامپایل برای نصب، در ضمن نصب نرم‌افزار در اوبونتو یا از طریق خط فرمان یا از طریق خود سافتور سنتر رو می‌شده تو صف گذاشت و یکی یکی بگیری نصب کنه. در ضمن الان توی اندروید هم نگاه کنی نمی‌توانی نرم افزار رو دو تا دو تا با هم مزمن نصب کنی. در ضمن چیزی که تو ویندوز باعث ایجاد ویروس و … شد اجرا شدن نرم‌افزار از هر جایی هست. در صورتی که تو گنو/لینوکس باید مجوز داشته یا توی شاخه خاص باشد. این که باعث امنیت هست. دوم اینکه در گنو/لینوکس کتابخانه‌ها اشتراکی هستند و برای هر نرم‌افزار نیامدن یک کتابخانه رو تو چند جا قرار بدن.

      فقط مشکلی که من به نظرم می‌رسه تو نصب، مشکل تعدد بسته‌بندی‌ها است. همین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *