پزشکی که در ۵۳ سالگی با رایانه آشنا شد و لینوکس را به عنوان سیستم‌عاملش انتخاب کرد: ماجرای کالبدشکافی یک رایانه

شجره طیبه
تمام لغو قرارها و ماجراهای گذشته با اولین برخورد از ذهنم پاک شد. انتظار یک دکتر جدی را داشتم و خودم را آماده کرده بودم تا چند ساعت بدون لبخند بتوانم رو به روی او بنشینم اما همه این تصورات بعد از نیم ساعت سرگردانی در بیمارستان و در نهایت دیدن او در اتاق کارش که مانند یک پدر، مهربانانه لبخند زد و دستش را دراز کرد، فراموش شد. به اتاق فرهنگی بیمارستان می‌رویم تا در سکوت مطلق با هم صحبت کنیم. در مسیر دکتر محمدرضا کلانتر معتمدی عضو گروه پزشکی درمان آیت‌الله خمینی(ره) را دیدیم که به گرمی با دکتر رنجبرنژاد احوال پرسی کرد.
به محض این‌که گوشی‌ام را برای ضبط صدا روی میز می‌گذارم نگاهش را جلب می‌کند، از جیبش ال‌جی جی۳ خود را بیرون می‌آورد شروع می‌کند به تعریف کردن از صفحه نمایش و امکانات و نرم‌افزارهای آن. صحبت‌هایش را با بسم‌الله شروع می‌کند و می‌گوید: «یکی از معانی که خوب دریافت نکردیم معنای عبادته، در حالی که اگر کسی بدونه برای چی به این دنیا اومده، همین مطالعه‌اش، همین نرم‌افزارهای آزاد و کارهای مختلفی که انسان برای امور خلق انجام می‌دهد عبادت است».
دکتر حسن رنجبرنژاد متخصص قلب و فوق تخصص اکوکاردیوگرافی اکنون۶۶ سالش است و موهای سپید و صدای آرامش خبر از تجربه‌های گران‌قدر و زیادی می‌دهد. می‌گوید: «ما پزشک‌ها بازنشستگی نداریم و معمولا در محیط کارمون از دنیا می‌ریم». اصلا از خون‌ریزی و چاقو به دست گرفتن خوشش نمی‌آید برای همین سمت جراحی نرفته و ترجیح داده به کارهای تشخیصی وقت بگذراند. الان هم دیگر به خاطر سن و فعالیت‌های فرهنگی که در بیمارستان دارد کارهای آنژیوگرافی و بالینی انجام نمی‌دهد.
سال ۸۷ بعد از ۳۳ سال، از تدریس در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بازنشسته شده است. در دانشگاه، بیماری‌های قلبی را تدریس می‌کرده و می‌گوید از اول هم شغل معلمی را دوست داشته «چون انسان با آن بارور میشه و میشه همان شجره طیبه و این علم سینه به سینه ادامه پیدا می‌کنه». می‌گوید الان در هر مرکز درمانی بروی، کسی پیدا می‌شود که از شاگردان او باشد و ادامه می‌دهد: «خدا را شکر می‌کنم که تونستم چنین ثمره‌ای بدم و این‌ها خودشون همین‌طور ثمرات دیگر دارند». حالا تنها جایی که شاگردانش را می‌بیند سمینارها هستند، با این‌که می‌گوید سخنرانی‌ها را هم کنار گذاشته اما همچنان سمینارها را شرکت می‌کند و ادامه می‌دهد: «اما اولین سخنرانی هر سمیناری با منه و اون هم قرائت قر‌آن کریم است از باب تذکر این‌که باید کارتان در راه خدا باشه».
اکوکاردیوگرافی را با جزییات تمام و کاملا علمی اما به زبان ساده توضیح می‌دهد. «کاردیو یعنی قلب، گرافی یعنی ثبت، اکو هم یعنی بازگشت صدا، مانند سونوگرافی است، اما برای این‌که مختص قلب است این اسم رو گذاشتند از امواج ماورا صوت بدون ضرر و زیان برای دیدن داخل قلب استفاده می‌کنیم البته سعی می‌کنیم قدرتش را زیاد نکنیم که در سلول‌های بنیادی اشکال ایجاد نکند. کار تشخیصی و تصویری است».

تگزاس
سال ۱۳۶۱ رییس بیمارستان امام خمینی شده است. دو سال بعد به معاونت آموزشی دانشکده علوم پزشکی تهران منصوب می‌شود و سال بعد یعنی ۱۳۶۴ اولین بار رایانه را از نزدیک می‌بیند. در آن سال برای شرکت در دوره‌ای که زیمنس برگزارش می‌کرد به آلمان می‌رود. در توصیف این لحظه می‌گوید: «اول فکر کردم دستگاه تایپه، بعد دیدم یک دکمه زد کلی اطلاعات آورد. بعد فهمیدم به این میگن کامپیوتر».
یک سال بعد از این‌که از آلمان بر می‌گردد برای دریافت فوق تخصص خود، از آمریکا بورسیه می‌گیرد. می‌گوید آن زمان خبری از سی‌دی نبود. دو سال در کالج پزشکی بیلور در شهر هوستون از ایالات تگزاس درس می‌خواند. دانشگاهی که مربوط به بیمارستان St.Luke است و دکتر لوک معروف‌ترین جراح قلب دنیا و پزشک دربار پهلوی آن‌جا کار می‌کرده است. می‌گوید: «داپلر اکو رنگی هم اولین بار آن‌جا آمد که البته اصل دستگاه می‌دونی کجایی بود؟ ژاپنی بود! بسیار ملت باهوشی‌اند، دو ملت در آمریکا خیلی با هوش بودند یکی ایرانی‌ها بودند یکی ژاپنی‌ها. چون آمریکایی‌ها دنبال بیزینس‌اند سرشون درد نمی‌کنه دنبال علم برند. همه پیشرفت‌هاشون مال کشورهای خارجیه».
در این دوران کاردیوگرافی را روی فیلم ضبط می‌کنند و دستگاه‌های اکو و سونوگرافی به رایانه متصل نیستند. حسن رنجبرنژاد در آن دوران هیچ علاقه‌ای به کار کردن با کامپیوتر ندارد. تنها هنگامی که در راهروهای روشن کالج قدم می‌زد گاهی نگاهش به رایانه‌های کارکنان اداری می‌افتاد و به آرامی از کنارشان عبور می‌کند. می‌گوید: «کنجکاو هم نبودیم چون می‌دونستیم به دردمون نمی‌خوره».

تشریح
سال‌ها به سرعت می‌گذرد تا این‌که به اوایل ۸۰ می‌رسیم. رایانه‌های کوچک شخصی کم‌کم در حال وارد شدن به اداره‌های ایران هستند و شرکت در دوره ICDL برای کارمندان اجباری شده است. می‌گوید: «ما در هیئت علمی اجباری نداشتیم اما کارمندان اداری اگر یاد نمی‌گرفتند کارشون رو از دست می‌دادند، ما همه کارمون با دستگاه‌های عادی انجام می‌شد و گزارش‌ها هم دستی نوشته می‌شد و منشی تایپ می‌کرد» با این حال همه در حال تغییر هستند و دکتر رنجبرنژاد هم هر کار کند نمی‌تواند از این فرآیند تدریجی بگریزد. «تا این‌که دیدم این دانشجوهای جدید سی‌دی می‌آرند و با پاورپونت ارایه می‌دن، ما یخورده این‌جا بین این جوان‌ها خجالت کشیدیم گفتیم عجب این‌ها دارن چی کار می‌کنن. من هر وقت می‌خواستم کنفرانس بدم می‌گفتم دستگاه اسلاید پروژکتور رو بیارید به صورت سنتی. تازه باید به پرسونل سمعی بصری می‌گفتیم که من این تصاویر رو به صورت اسلاید می‌خوام برام آماده کنه».
برای همین به صورت قسطی یک رایانه قدیمی برای خودش می‌خرد اما خط فرمان سیستم‌عامل داس وحشت او را بیشتر می‌کند. می‌گوید: «دیدم که این خیلی عجیب غریبه و کار من نیست و به اندازه کافی گرفتاری علمی دارم». بعدها دستگاه‌های آنژیوگرافی هم مجهز به سیستم‌عامل می‌شوند و باید اطلاعات را روی سی‌دی نوشت. دیگر مجبور می‌شود کار با رایانه را یاد بگیرد. می‌گوید: «این‌جا دیگه باید سی‌دی رو ران می‌کردم. حالا نمی‌دونستم اصلا سی‌دی رو چه‌جوری ران کنم؟ فکر می‌کردم صفحه گرامافونه می‌گفتم چرا نمی‌چرخه؟» رنجبرنژاد تا به این‌جا به عنوان یک دکتر ۵۳ ساله با دانش جدید و تغییرات، رفتاری را داشته که هر آدم ۵۰ ساله‌ای دارد. اما وجه تمایز او رضایت به این تغییر و بالاخره حرکت در جریان آن است. کاری که خیلی‌ها نتوانستند انجام دهند.
به سراغ فرزندش می‌رود و کامپیوتری که چند ماه پیش برای او خریده بود را به بهانه یک نمونه جدید از او می‌گیرد. حالا یک اتاق خالی است و دکتر رنجبرنژاد و یک رایانه خاموش. همین‌طور به آن خیره می‌شود و شروع می‌کند به حرف زدن با آن. «گفتم تو چه کاره‌ای؟ اصلا کارت چیه؟» در نهایت فکر خوبی به ذهنش می‌رسد. به یاد ترم یک دانشگاه می‌افتد. دستگاهی که جلویش بود حالا شبیه یک قورباغه شده است. آستین‌های خودش را بالا می‌زند و شروع می‌کند. «تو دلم گفتم اولین راه چیه؟ خب تشریحه دیگه! دل و جگرش رو باز کردم.»
یک کتاب سخت‌افزار می‌گیرد، تمام قطعات را نام گذاری می‌کند و نقشه آن‌ها را می‌کشد. چنین دل و جرأتی را از دستگاه‌های اکو به یادگار دارد. «چون در دستگاه‌های اکو عادت کرده بودم وقتی می‌خواستم تعمیرش کنم مهندس‌ها رو صدا نمی‌کردم»
حالا نوبت قدم بعد است. «دیدم خب این‌که عین یک موجود مرده است که تشریح کردم. کاره‌ای نیست، یک روحی می‌خواد، یک عاملی می‌خواد که به اصطلاح قطعات مرده بتونند برای ما کار کنند. بعد راه ارتباط با این رو بررسی کردم. کیبورد رو زدم موس رو تکون دادم دیدم جوابی نمیاد، بعدا فهمیدم به یک چیزی نیاز داریم که اسمش سیستم‌عامله». به تبع جو موجود سیستم‌عامل انتخابی‌اش ویندوز و نسخه آن میلینیوم است.
شروع می‌کند به خواندن کتاب‌های ترجمه شده بازار و در کنار آن سؤال از کارمندان دانشگاه و پسرش راه‌های او برای یاد گرفتن سریع رایانه است. می‌گوید: «پسر ما ژست می‌گرفت می‌گفت خبری از این کامپیوتر نداری، می‌گفتم بالاخره بهت می‌رسم».
به همان راه و روش علمی برای آشنایی با رایانه ادامه می‌دهد. برای همین به سراغ ریشه‌یابی کلمه دیجیتال می‌رود. «ما چیزی داریم در طب به نام اتیمولوژی یعنی شناخت ریشه لغات. مثلا در انگلیسی کلمه Disease به معنای بیماری از دو لغت دیس و ایز تشکیل شده. ایزی یعنی راحتی، دیس یعنی بدی. در طب واجبه که بدونی مثلا وقتی می‌گیم یه مریض دچار لوپوس اریتماتوز شده. لوپوس به زبان لاتین یعنی گرگ، اریتما یعنی سرخ. سیستم دفاعی مریض دچار مشکل میشه و بدن علیه خودش و گلبول‌های سفید وارد مبارزه می‌شه، چهره این مریض‌ها قرمز میشه صورتشون شبیه گرگ میشه.» پرس و جویش برای یافتن ریشه کلمه دیجیتال به نتیجه نمی‌رسد و همه آن را به «عددی» معنا کرده‌اند. «عدد که می‌شه نیومریکال. واقعا کسی جواب نمی‌داد. رفتم پیدا کردم. دیجیتوس یعنی انگشت، دیجیتال یعنی انگشتی. یعنی چه؟ کامپیوتر اول بشر انگشت‌هاش بود. این اولین کامپیوتری است که خداوند در اختیار بشر گذاشته. پس فهمیدم زبان این دستگاه فقط دو عدد صفر و یک است. هشتا از این دو رقم کنار هم باشه می‌شه یک کاراکتر. یه A که می‌نویسیم ترکیبی است از چند صفر و یک.»
به تعریف تاریخچه محاسبات بشری ادامه می‌دهد: «کامپیوتر بعدی یک‌سری چوب‌تر بود که وقتی مشتری بدهکار بود، روش علامت می‌زدن بهش می‌گفتن چوق الف. بعد از این از چین و خاور دور کامپیوتر دیگری وارد شد بهش می‌گفتن آباکوس توی ایران بهش می‌گن چرتکه.» این‌ها را می‌گوید که به این نتیجه برسد که کامپیوتر مخترع خاصی ندارد. از این‌که نام این دستگاه غلط است و نباید کامپیوتر باشد به ماجرای داپلر در ستاره‌شناسی و تشخیص دور یا نزدیک شدن ستاره‌ها از روی رنگ فرکانسشان می‌رسیم و نیم ساعتی در علم نجوم و فیزیک غوطه‌ور می‌شویم. دانش او در زمینه‌های دیگر هم قابل تأمل است.
کنجکاوی‌اش در کار با رایانه محدود به نام آن نمی‌شود و به دست‌کاری رجیستری دوستانش و هک گذرواژه بیمارستان هم می‌رسد. کارکنان بیمارستان از این‌که یکی دائما رمزهایشان را تغییر می‌دهند شاکی هستند اما هیچ وقت متوجه نمی‌شوند یک متخصص قلب، علاقه‌ای به این کار داشته باشد. چند ویروس هم می‌نویسد اما هیچ‌کس راضی نمی‌شود آن را امتحان کند!
از سال ۸۷ دستگاه‌های اکوکاردیوگرافی جدیدی وارد بازار می‌شود که مجهز به سیستم‌عامل توکار (embedded) است. می‌گوید هنوز هم مدرن‌ترین دستگاه‌های اکو با ویندوز اکس‌پی سرویس پک ۲ نسخه توکار، کار می‌کنند.

آزاد مردان
هر روز بیشتر از قبل با رایانه، دستگاهی که سال‌ها با آن غریبه بود آشنا می‌شود و امکانات بیشتری را روی آن کشف می‌کند تا این‌که یکی از دوستانش حرف لینوکس را پیش می‌کشد و آن را به روح کنجکاو او پیشنهاد می‌کند. اوبونتو ۱۰/۰۴ را در مجتمع پایتخت پیدا می‌کند و بدون هیچ ترسی آن را امتحان می‌کند. «سی‌دی رو گذاشتم داخل دستگاه و خیلی راحت منویی ظاهر شد که کجا می‌خوای نصبش کنی، بعد قشنگ کنار ویندوز نصب کرد وقتی ریستارت کردم خیلی راحت تونستم بین ویندوز و اوبونتو انتخاب کنم و بعد به راحتی باهاش کار کردم» از نصب راحت آن نسخه اوبونتو می‌گوید و از این انتقاد می‌کند که چرا wubi را بعدا حذف کرد و کاربر دیگر نتوانست اوبونتو را از داخل ویندوز نصب کند.
همان فرآیندی را که سر رایانه انجام داد این‌جا هم پیاده‌سازی می‌کند. برای همین، پیش از هرچیز به سمت ریشه شناسی کلمه لینوکس و تاریخچه آن می‌رود. «بعد رفتم سراغ این‌که چطوری لینوکس رو ساختن که رسیدم به هکر معروف آقای ریچارد استالمن که از این‌که محدود بشه و در یک چارچوب حفاظت شده قرار بگیره ناراحت بود و خوشم اومد ازش. بالاخره در هر کاری یک‌سری آزاده مردانی وجود دارند» حتی در همان ابتدا تا ماجرای گاز گرفته شدن دست لینوس توروالدز در یک باغ وحش که منجر به استفاده از لوگوی پنگوئن شد هم پیش می‌رود. درباره همه‌گیر نشدن لینوکس می‌گوید: «البته چون ما از ابتدا با ویندوز کار کرده‌ایم به اون عادت داریم اما لینوکس ساده‌ترین سیستم‌عامل است، اما جای خودش رو باز نکرد، چون به فکر کاربران عادی نبودند و بیشتر روی سرورها سرمایه‌گذاری کردند. هنوز زمان این نشده که ویندوز رو بگذارم کنار چون هنوز لینوکس برای دسکتاپ کامل نشده».
از رایانه برای خواندن و نوشتن مقالات و ساخت پاورپوینت استفاده می‌کند، اما معلومات عمومی‌اش زیاد است و همین کنجکاوی‌اش او را به دست‌کاری در سیستم‌عامل بیشتر ترغیب می‌کند. توزیع‌های مختلفی را امتحان کرده است. می‌گوید: «درباره ردهت مطالعه کردم متوجه شدم خیلی حرفه‌ای و تجاری است و رهاش کردم بعد فدورا را در نمایشگاه گرفتم، از اپن‌سوزه هم بسیار خوشم اومد این محیط کاربری‌اش خیلی زیباس و انواع دسکتاپ‌ها رو داره و اما دیدم که اون کاربری راحت رو نداره ولی سرانجام سراغ لینوکس مینت رفتم و از هر کامپیوتری که بخواهم استفاده کنم روش این رو نصب می‌کنم» همان لحظه از جیبش یک دی‌وی‌دی مینت در می‌آورد و به من نشان می‌دهد. به عقیده او مینت به خاطر نرم‌افزارهای پیش فرضش و اهمیتی که به کاربر می‌دهد با‌ ارزش است. می‌گوید: «Clement Lefebvre سازنده مینت آدم بسیار باهوشیه. این آقا به کاربر اهمیت میده. مثلا وی‌ال‌سی رو لازم نیست نصب کنم و دقیقا نوع محیطش هم شبیه ویندوز در آورده با یک منوی استارت»می‌گوید آیفون و آیپد ندارد و هرگز هم نمی‌گیرید، چون می‌داند زندانی آی‌تیونز است و هر کاری بخواهد بکند باید از آن‌ها اجازه بگیرد، «این‌جا هم بخوام یک اپل آی‌دی باز کنم باید خودم رو آمریکایی معرفی کنم اونم با وی‌پی‌ان، برای همین گفتم چرا باید برم سراغ سیستمی که من رو اجیر می‌کنه الان با این موبایل‌ها یک جاسوس رو با خودمون حمل می‌کنیم قشنگ موقعیت‌یابی می‌کنن و همه اطلاعاتمون رو می‌فرستند» تجربه یک شبه‌اش با آی‌پد هم اصلا جالب نیست و فردا صبح در اولین فرصت آن را پس می‌دهد. این اسارت او را خیلی ناراحت می‌کند. با این حال الان روی ۸-۷ لپ‌تاپی که در خانه دارد هم ویندوز نصب است هم مک. هر کدام از این لپ‌تاپ‌ها یک‌سری کارآیی‌هایی برایش دارد. یک مک‌بوک پرو و یک مک‌بوک ایر هم دارد و می‌گوید با مک خیلی بیشتر کار می‌کند، برای این‌که بر خلاف تبلت‌هایش احتیاج به اپل آی‌دی ندارد و رابط کاربری‌اش خیلی راحت است و شبیه‌ترین سیستم‌عامل به لینوکس است. می‌گوید: «خیلی امن‌تر از ویندوز است، ویندوز مثل آب‌کش می‌مونه همین‌طور ویروس وارد می‌شه».فهمیدم اولین لپ‌تاپش یک اچ‌پی است که از دوبی برایش فرستادند، آن را به عنوان یادگاری نگه داشته می‌گوید: «چون برام یادآور دورانی است که حتی نمی‌دانستم تاچ‌پد چیست». از UEFI شاکی است و می‌گوید: «الان در ویندوز ۸ یک بدجنسی خاصی می‌کنند چون اجازه نمی‌ده وارد بایوسش بشی و سیستم‌عامل دیگه‌ای نصب کنی البته یک بار با آقای مهندس توکلی صحبت کردم یه راه حلی گفت، گفتم این کار من نیست که این تغییرات رو بدم»
از ماجرای اضافه شدن جستجوی آمازون در اوبونتو ناراحت است و می‌گوید: «مثل این‌که از اطلاعات افراد دزدی می‌کنه یعنی میاد می‌بینه شما چه کاره هستید و نوع تبلیغاتش رو تغییر میده وقتی آیکون آمازون میاد رو سیستم‌عامل واقعا یک مقدار سبکه، این جنبه تجاری و کاربر رو در اختیار گرفتنه اما مینت هنوز سالم مونده». دکتر رنجبرنژاد تلاش زیادی کرده که آدم‌های اطرافش را هم به سمت لینوکس بکشاند. توصیه‌اش به دیگران هم توزیع مینت است چون می‌داند به راحتی ویندوز با آن کار می‌کنند. در اتاق کاردیوگرافی هم همه ملزم هستند که برای استفاده از اینترنت با مینت کار کنند.
درباره لاگ می‌گوید: «خودم در جلسات لینوکس که آقای مهندس توکلی اس‌ام‌اس می‌داد می‌اومدم ولی متوجه شدم که فضایش حرفه‌ای است و کار من نیست. یکی دو جلسه رفتم چندتا تذکر طبی هم دادم برای شنوایی» تذکرش درحقیقت درباره وزوز گوش است که به خاطر گوش دادن موسیقی با صدای بلند ایجاد می‌شود. او خیلی اصرار دارد که این مطلب هم در گفتگویش باشد. می‌گوید در اثر صوت بالا موژک‌های گوش می‌ریزد در نتیجه فرد صداهای خارج را نمی‌شنود و صداهای درون بدن بلندتر از قبل شنیده می‌شود. او می‌گوید این بیماری درمان قطعی ندارد و فقط باید تحملش کرد و حتی منجر به خودکشی می‌شود. می‌گوید: «یک مریضی داشتیم که وقتی ۳۰ سالگی به این مرض مبتلا شد فقط می‌نشست به این صدا گوش می‌کرد، ۱ سال طول کشید تا به زندگی عادی برگردد» درباره لاگ ادامه می‌دهد: «تا الان می‌دونم که چهار پنج جا عوض کردند و مشکل بودجه و مکان دارند. این نشون میده که اگر علاقه نبود این کار رو نمی‌کردند چهره‌ها هم همه جوون‌اند بعد فهمیدم فقط یه پیرمرد توشونه اونم ماییم» با این حال تا به حال با فروشگاه «سی‌تو» ارتباط خوبی داشته و مشکلاتش را آن‌جا حل می‌کرده می‌گوید: «وقتی سی‌تو را بست گفتم مهندس حس کردم یتیم شدم. مهندس توکلی، فرد مهربان، صمیمی، گرم و دوست بسیار خوبی است. البته این‌ها ضرر مادی می‌دن، کارهای انقلابی همیشه این‌طوری هستند و باید از راه اهدای چریتی (داوطلبانه) حمایت بشن».

ولی دیدم سلام یعنی دوستی و سازش و خطابش دنیا است. من فکر می‌کنم پیام نرم‌افزارهای آزاد باشد که در‌واقع می‌گه در خونه ما به روی شما بازه، ما مثل مک نمی‌خوایم شما رو در اختیار بگیریم. سلام اسم خداست و البته با انقلاب نرم‌افزاری باز هم می‌خونه.

از علاقه‌اش به اسم مجله می‌گوید: «فکر کردم چرا این؟ چون ظاهرا هیچ ربطی به نرم‌افزارهای آزاد نداره ولی دیدم سلام یعنی دوستی و سازش و خطابش دنیا است. من فکر می‌کنم پیام نرم‌افزارهای آزاد باشد که در‌واقع می‌گه در خونه ما به روی شما بازه، ما مثل مک نمی‌خوایم شما رو در اختیار بگیریم. سلام اسم خداست و البته با انقلاب نرم‌افزاری باز هم می‌خونه.»
لینوکس را مادر همه سیستم‌عامل‌ها می‌داند و می‌گوید کار با آن ساده است و آن طور که بخواهد می‌تواند شخصی سازی‌اش کند. از نظر او مهم‌ترین ویژگی لینوکس امنیتش است. می‌گوید: «آدم احساس می‌کند وارد یک سیستم‌عاملی شده که همه آن را پشتیبانی می‌کنند اما در مورد مک و در مورد ویندوز باید ارور رو به ماکروسافت و اپل بفرستم که اگه خواستن در نسخه‌های بعدی این رو درست کنن اما در لینوکس اگه باگی داشته باشه کاربران با داشتن کدش می‌تونن اون مشکل رو بر طرف کنن». می‌گوید ویروس‌ها کار خود شرکت‌ها است زیرا با فروش آنتی‌ویروس، سود خوبی به جیب می‌زنند. می‌گوید: «هرکس که یه ویندوز نصب می‌کنه دنبال یک آنتی‌ویروس قوی هم هست، بعد باید آپدیت کنه بعد از یه مدت باید دوباره جایگزینتش کنه».